جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
appalled
01
وحشتزده, ترسان، هراسان
very scared and shocked by something unpleasant or bad
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most appalled
شکل تفضیلی
more appalled
درجهپذیر
مثالها
She was appalled by the poor conditions in the animal shelter and immediately decided to volunteer to help improve them.
او از شرایط بد در پناهگاه حیوانات وحشت زده شد و بلافاصله تصمیم گرفت داوطلب شود تا به بهبود آنها کمک کند.
درخت واژگانی
appalled
appall



























