جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hoarder
01
انبارکننده, کلکسیونر وسواسی
a person who accumulates possessions excessively, often to the point of obsession or dysfunction
نکوهشی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hoarders
مثالها
The hoarder filled every room with newspapers stacked to the ceiling.
جمعکننده هر اتاق را با روزنامههایی که تا سقف انباشته شده بودند پر کرد.



























