جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Heyday
01
دوران شکوفایی, دوران اوج
a period in which someone or something was at its height of success, fame, or strength
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
heydays
مثالها
The actress was beloved by millions during her heyday in the 1990s.
بازیگر در اوج محبوبیت خود در دهه 1990 توسط میلیونها نفر دوست داشتنی بود.



























