جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hermitage
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hermitages
مثالها
After years of city life, he decided to retreat to a hermitage in the mountains, seeking peace and spiritual renewal.
پس از سالها زندگی شهری، او تصمیم گرفت به یک عزلتگاه در کوهستان عقب نشینی کند، در جستجوی آرامش و تجدید روحیه.
درخت واژگانی
hermitage
hermit



























