جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aphasia
01
زبانپریشی
a neurological disorder affecting language comprehension or production
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
After the stroke, he developed aphasia and struggled to form sentences.
پس از سکته مغزی، او دچار آفازی شد و در تشکیل جملات مشکل داشت.



























