جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gym rat
01
پایهثابت باشگاه, فردی که زمان زیادی را در باشگاه میگذراند
a person who spends a lot of time working out or exercising at the gym
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
gym rats
مثالها
She transformed from a couch potato into a dedicated gym rat, embracing a healthier lifestyle.
او از یک تنبل به یک موش ورزشگاه تبدیل شد، سبک زندگی سالمتری را پذیرفت.



























