جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gustatory
01
ذائقهای, چشائی
relating to the act, sensation, or study of taste
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
taste, sensation, science
مثالها
The chef crafted a gustatory tour featuring sweet, salty, bitter, sour, and umami elements in every course.
آشپز یک تور چشایی طراحی کرد که در هر وعده عناصر شیرین، شور، تلخ، ترش و اومامی را ارائه میداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
gustatory
gust



























