جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gunslinger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
gunslingers
مثالها
The gunslinger walked into the saloon with a confident swagger, his reputation preceding him.
تیرانداز با غرور وارد سالن شد، شهرتش پیش از او رسیده بود.



























