جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grumpy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
grumpiest
شکل تفضیلی
grumpier
درجهپذیر
مثالها
After a long day at work, Mark came home feeling grumpy and didn't want to talk to anyone.
پس از یک روز طولانی در محل کار، مارک با احساس بدخلقی به خانه آمد و نمیخواست با کسی صحبت کند.



























