جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grumpy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
grumpiest
شکل تفضیلی
grumpier
درجهپذیر
مثالها
The rainy weather made Sarah feel grumpy, as she preferred sunny days.
هوا بارانی سارا را عصبی کرد، چون او روزهای آفتابی را ترجیح میداد.



























