grassy
gra
ˈgrɑ:
graa
ssy
si
si
gassyglassy

تعریف و معنی "grassy"در زبان انگلیسی

grassy
01

پوشیده‌ازچمن

covered with grass 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
grassiest
شکل تفضیلی
grassier
درجه‌پذیر
حوزه
landscape, vegetation, appearance
مثال‌ها
The countryside was dotted with grassy fields where cattle grazed peacefully. 

حومه شهر با مزرعه‌های پوشیده از علف پوشیده شده بود که گاوها در آنجا به آرامی می‌چریدند.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

grassy
grass
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه