جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to goofproof
01
مقابل سوء استفاده انسانی, مقابل خطای انسانی
proof against human misuse or error
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
goofproof
سومشخص مفرد
goofproofs
وجه وصفی حال
goofproofing
گذشته ساده
goofproofed
اسم مفعول
goofproofed
goofproof
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most goofproof
شکل تفضیلی
more goofproof
درجهپذیر
مثالها
The recipe was goofproof, allowing even beginners to bake a perfect cake.
دستور غذا ضد اشتباه بود، که حتی به مبتدیها اجازه میداد یک کیک عالی بپزند.
درخت واژگانی
goofproof
goof
proof



























