جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
annoyingly
01
به طرز آزاردهندهای
in a way that causes irritation, mild anger, or discomfort
اطلاعات دستوری
مثالها
The clock was annoyingly loud during the exam.
ساعت آزاردهنده بلند بود در طول امتحان.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به طرز آزاردهندهای
ساعت آزاردهنده بلند بود در طول امتحان.