جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abrogation
01
لغو, فسخ
the act of officially abolishing or ending a law, agreement, etc.
مثالها
The treaty faced abrogation after the two countries failed to meet its terms.
معاهده پس از آنکه دو کشور نتوانستند شرایط آن را برآورده کنند، با ابطال مواجه شد.
درخت واژگانی
abrogation
abrogate
abrog



























