جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abridgment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
abridgments
مثالها
The publisher released an abridgment of the classic novel, making it more accessible to modern readers with limited time.
ناشر یک خلاصه از رمان کلاسیک منتشر کرد که آن را برای خوانندگان مدرن با زمان محدود قابل دسترس تر میکند.
درخت واژگانی
abridgment
abridge



























