جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abreaction
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The therapist helped her process trauma through abreaction.
درمانگر به او کمک کرد تا تروما را از طریق ابریکشن پردازش کند.
درخت واژگانی
abreaction
abreact



























