جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Geek
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
geeks
مثالها
He was often labeled a geek in school because of his love for sci-fi and video games.
او اغلب در مدرسه به دلیل عشقش به علمیتخیلی و بازیهای ویدیویی، گیک خطاب میشد.
02
خوره (کامپیوتر و غیره)
someone who has a great deal of knowledge and passion for computers and related topics
عامیانه
مثالها
The tech company hired several geeks to develop innovative solutions for their latest product.
شرکت فناوری چند گیک را برای توسعه راهحلهای نوآورانه برای جدیدترین محصول خود استخدام کرد.
03
هیولای کارناوال, هنرمند شوکهکننده
a carnival performer who performs shocking acts
مثالها
The sideshow featured a geek who bit the heads off chickens.
نمایش جانبی شامل یک گیک بود که سر مرغها را گاز میگرفت.
درخت واژگانی
geeky
geek



























