جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
geeky
01
گیکی, علاقهمند به موضوعات فنی
relating to strong enthusiasm for technical, academic, or fantasy-related subjects, often in a way others find socially awkward
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
geekiest
شکل تفضیلی
geekier
درجهپذیر
مثالها
She was the geeky girl who always talked about robots at lunch, which made her a bit of an outsider.
او دختر عجیب و غریبی بود که همیشه در ناهار درباره رباتها صحبت میکرد، که این او را کمی منزوی میکرد.
درخت واژگانی
geeky
geek



























