جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gazette
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gazettes
مثالها
I enjoy reading the legal gazette to stay informed about recent court decisions and legislative changes.
من از خواندن روزنامه رسمی لذت میبرم تا از تصمیمات اخیر دادگاهها و تغییرات قانونی مطلع بمانم.
to gazette
01
در روزنامه رسمی منتشر کردن, در روزنامه رسمی ثبت کردن
to make official public notice by publishing in a government or official journal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
gazette
سومشخص مفرد
gazettes
وجه وصفی حال
gazetting
گذشته ساده
gazetted
اسم مفعول
gazetted
مثالها
The government gazetted the list of approved holidays.
دولت فهرست تعطیلات تأییدشده را در روزنامه رسمی منتشر کرد.



























