جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
frowsty
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
frowstiest
شکل تفضیلی
frowstier
درجهپذیر
مثالها
The old house had a frowsty atmosphere, with dust and mildew clinging to every surface.
خانه قدیمی یک جو خفه داشت، با گرد و غبار و کپک که به هر سطحی چسبیده بود.



























