جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
frowsty
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
frowstiest
شکل تفضیلی
frowstier
درجهپذیر
حوزه
air, smell, environment
مثالها
The frowsty room smelled like it hadn't been aired out in years.
اتاق کم هوا بویی میداد انگار سالها هوادهی نشده بود.
LanGeek



























