جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
freehanded
مثالها
Her freehanded donations to the local shelter made a significant impact.
اهدای سخاوتمندانه او به پناهگاه محلی تأثیر قابل توجهی داشت.
02
دست ساز بدون کمک مکانیکی, دستی
done by hand without mechanical aids or devices



























