جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Foul play
01
خطا (عمدی), بازی ناجوانمردانه، نیرنگ
unfair or dishonest behavior, often implying criminal activity or violence
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
There was no evidence of foul play; it seemed like an accident.
هیچ مدرکی از بازی ناجوانمردانه وجود نداشت؛ به نظر میرسید یک حادثه است.



























