جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
forcefully
مثالها
He forcefully kicked the door open.
او با شدت در را با لگد باز کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
forcefully
forceful
force
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او با شدت در را با لگد باز کرد.
LanGeek
درخت واژگانی