to foist
Pronunciation
/ˈfɔɪst/

تعریف و معنی "foist"در زبان انگلیسی

to foist
01

جا زدن, چیزی را به جای دیگری جا زدن

to pass off something false or inferior as genuine or valuable, typically with the intent to deceive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
foist
سوم‌شخص مفرد
foists
وجه وصفی حال
foisting
گذشته ساده
foisted
اسم مفعول
foisted
مثال‌ها
Last year, he foisted off fake paintings as original masterpieces, deceiving art collectors around the world.
سال گذشته، او نقاشی‌های جعلی را به عنوان شاهکارهای اصلی قالب کرد و کلکسیونرهای هنری را در سراسر جهان فریب داد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه