جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fitly
01
به طور مناسب, به طور شایسته
in a suitable or appropriate manner
اطلاعات دستوری
مثالها
The decorations were fitly arranged for the party.
تزئینات برای مهمانی به طور مناسب چیده شده بودند.
درخت واژگانی
fitly
fit



























