جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fishing expedition
01
ماموریت حقیقتیابی (نامحسوس)
an attempt made to find out the facts about something via collecting a lot of information, often secretly
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fishing expeditions
مثالها
The lawyer called the request a fishing expedition with no clear purpose.
دادستان وکیل مدافع را به رفتن به سفر ماهیگیری با درخواست پروندههای گستردهای که به پرونده مرتبط نبودند متهم کرد.



























