جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fireplace
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fireplaces
مثالها
The crackling fire in the fireplace warmed the cozy living room, casting a flickering glow across the furniture.
آتش ترق ترق کننده در شومینه سالن راحت را گرم کرد، و نوری لرزان بر روی مبلمان انداخت.



























