جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fingertip
01
سرانگشت
the area at the end of a finger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fingertips
مثالها
She carefully touched the delicate flower's petals with her fingertip.
او با نوک انگشت خود به آرامی گلبرگهای گل ظریف را لمس کرد.
درخت واژگانی
fingertip
finger
tip



























