جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fingertip
01
سرانگشت
the area at the end of a finger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fingertips
مثالها
The artist used a fine brush to apply intricate details with fingertip precision.
هنرمند از یک قلم موی نازک برای اعمال جزئیات پیچیده با دقت نوک انگشت استفاده کرد.
درخت واژگانی
fingertip
finger
tip



























