جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to fine-tune
01
چیزی را تغییر دادن (به منظور بهبود آن)
to make very precise adjustments, usually small ones, to improve or perfect something
Transitive: to fine-tune sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
fine-tune
سومشخص مفرد
fine-tunes
وجه وصفی حال
fine-tuning
گذشته ساده
fine-tuned
اسم مفعول
fine-tuned
مثالها
Engineers fine-tuned the engine's performance to maximize fuel efficiency.
مهندسان عملکرد موتور را تنظیم دقیق کردند تا بازده سوخت را به حداکثر برسانند.



























