جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Figment
01
خیال, وهم، افسانه
something invented or imagined, often without any basis in reality
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
figments
مثالها
She believed that the voices she heard were figments of her mind, not real people.
او باور داشت که صداهایی که میشنید ساختههای ذهنش هستند، نه افراد واقعی.



























