fervor
fer
ˈfɜ:
vor
observerpreserver

تعریف و معنی "fervor"در زبان انگلیسی

Fervor
01

تب‌وتاب, اشتیاق

intense and passionate feeling 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
The crowd cheered with patriotic fervor as the flag was raised. 

جمعیت با شور وطن‌پرستانه هورا کشید در حالی که پرچم برافراشته می‌شد.

02

گرمای شدید, حرارت سوزان

a state of extreme heat 
کاربرد قدیمی
مثال‌ها
The sun beat down with a fervor that scorched the desert floor. 

خورشید با شور و حرارتی می‌تابید که کف صحرا را می‌سوزاند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه