جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fervor
01
تبوتاب, اشتیاق
intense and passionate feeling
مثالها
She spoke about justice with such fervor that the room fell silent.
او با چنین شور و اشتیاقی درباره عدالت صحبت کرد که اتاق ساکت شد.
02
گرمای شدید, حرارت سوزان
a state of extreme heat
مثالها
Flames rose with such fervor that the firefighters struggled to contain them.
شعلهها با چنین شور و حرارتی بالا آمدند که آتشنشانها برای مهار آنها تقلا کردند.



























