fawn
Pronunciation
/ˈfɔn/

تعریف و معنی "fawn"در زبان انگلیسی

Fawn
01

بچه‌آهو

a young deer, typically in its first year of life
fawn definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
fawns
مثال‌ها
A fawn with white spots hid in the tall grass.
یک بچه آهو با لکه‌های سفید در علف‌های بلند پنهان شد.
02

قهوه‌ای روشن, بژ

a light grey-brown or tan color
مثال‌ها
He chose a coat for autumn that was fawn.
او یک کت برای پاییز انتخاب کرد که رنگ قهوه‌ای روشن بود.
fawn
01

آهویی

displaying a light, pale brownish-tan color, often reminiscent of the coat color of young deer
fawn definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
fawnest
شکل تفضیلی
fawner
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The wooden furniture in the nursery had a classic fawn finish.
مبلمان چوبی در مهدکودک دارای پرداخت کلاسیک قهوه‌ای روشن بودند.
to fawn
01

بادمجان دور قاب چیدن, چاپلوسی کردن، مداهنه کردن

to show affection or admiration excessively, typically to gain favor or advantage
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
fawn
سوم‌شخص مفرد
fawns
وجه وصفی حال
fawning
گذشته ساده
fawned
اسم مفعول
fawned
مثال‌ها
She despised how some guests would fawn over her famous father just to get a photo.
او از این که برخی از مهمان‌ها فقط برای گرفتن یک عکس چطور به پدر مشهورش چاپلوسی می‌کردند، متنفر بود.
02

زایمان کردن, به دنیا آوردن یک بچه گوزن

(of a female deer) to give birth to young
مثال‌ها
Each year, the herd fawns near the riverbank.
هر سال، گله در نزدیکی ساحل رودخانه زایمان می‌کند.
03

نشان دادن محبت بیش از حد, چاپلوسی کردن

(of a dog) to show excessive affection, often by rubbing against or closely following a person
مثال‌ها
Dogs often fawn on strangers who offer treats or attention.
سگ‌ها اغلب ابراز محبت بیش از حد می‌کنند به غریبه‌هایی که خوراکی یا توجه ارائه می‌دهند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه