جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
favorably
اطلاعات دستوری
مثالها
The new policy was received favorably by employees, as it addressed concerns raised in previous feedback.
سیاست جدید توسط کارکنان به طور مطلوب دریافت شد، زیرا به نگرانیهای مطرح شده در بازخوردهای قبلی پرداخت.
02
بهطور امیدوارکنندهای
in a manner that promotes success, effectiveness, or advantage
مثالها
The new location affected the business favorably.
مکان جدید بر کسبوکار مثبت تأثیر گذاشت.



























