جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fanatically
01
با تعصب, با شور و اشتیاق بیش از حد
in an extremely enthusiastic, obsessive, or excessively devoted way
اطلاعات دستوری
مثالها
He fanatically supported the team, attending every match no matter the weather.
او به صورت متعصبانه از تیم حمایت میکرد و بدون توجه به آب و هوا در هر بازی حاضر میشد.
درخت واژگانی
fanatically
fanatical
fanatic
fan



























