جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to fag out
[phrase form: fag]
01
خسته شدن, فرسوده شدن
to become extremely tired from overexertion, strain, or stress
Transitive: to fag out sb
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
fag
زمان حال
fag out
سومشخص مفرد
fags out
وجه وصفی حال
fagging out
گذشته ساده
fagged out
اسم مفعول
fagged out
مثالها
The intense workout yesterday fagged me out.
تمرین شدید دیروز من را کاملاً خسته کرد.



























