جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Eyeshade
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
eyeshades
مثالها
The eyeshade on her baseball cap was perfect for keeping the glare out while she played.
سایهبان چشم روی کلاه بیسبال او برای جلوگیری از تابش خیرهکننده در حین بازی عالی بود.
درخت واژگانی
eyeshade
eye
shade



























