جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Eyeshade
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
eyeshades
مثالها
He adjusted the eyeshade on his hat to protect his eyes from the bright sunlight.
او سایهبان کلاهش را تنظیم کرد تا چشمانش را از نور شدید خورشید محافظت کند.
درخت واژگانی
eyeshade
eye
shade



























