جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
experienced
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most experienced
شکل تفضیلی
more experienced
درجهپذیر
مثالها
His experienced leadership guided the team through challenging projects with confidence.
رهبری با تجربه او تیم را با اطمینان از میان پروژههای چالشبرانگیز هدایت کرد.
درخت واژگانی
inexperienced
experienced
experience



























