جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
exiguous
مثالها
The village had an exiguous water source, requiring careful conservation during dry seasons.
روستا یک منبع آب نادر داشت که در فصلهای خشک نیاز به حفاظت دقیق داشت.
درخت واژگانی
exiguous
exigu



























