جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
exiguous
نکوهشی
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most exiguous
شکل تفضیلی
more exiguous
درجهپذیر
حوزه
size, quantity, measurement
مثالها
The explorer had an exiguous supply of food for the long journey through the wilderness.
کاشف یک تامین ناقص غذا برای سفر طولانی از طریق طبیعت وحشی داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
exiguous
exigu



























