جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
exigent
01
ضروری, حیاتی
expecting flawless and precise performance from other people
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most exigent
شکل تفضیلی
more exigent
درجهپذیر
مثالها
He was an exigent teacher who pushed his students to excel beyond their limits.
او یک معلم سختگیر بود که دانشآموزانش را به فراتر از محدودیتهایشان سوق میداد.
درخت واژگانی
exigent
exig



























