جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هجاها
واجها
بهشدت خستهکننده
arduous
draining
grueling
taxing
tiring
پیادهروی خستهکننده به کوه آنها را خسته اما هیجانزده گذاشت.
درخت واژگانی