جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to excoriate
01
مورد انتقاد و عتاب قرار دادن
to severely condemn through a harsh verbal criticism or attack
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
excoriate
سومشخص مفرد
excoriates
وجه وصفی حال
excoriating
گذشته ساده
excoriated
اسم مفعول
excoriated
مثالها
Activists excoriate oil companies for denying the realities of climate change.
فعالان به شدت محکوم میکنند شرکتهای نفتی را به دلیل انکار واقعیتهای تغییرات آب و هوایی.
02
پوست کندن, خراشیدن
to damage or remove the skin by abrasion
مثالها
Scraping against the rock excoriated her knees.
ساییدن به سنگ زانویش را سایید.
درخت واژگانی
excoriation
excoriate



























