جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
exalted
01
نجیب, بلند مرتبه
possessing a noble or highly dignified nature
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most exalted
شکل تفضیلی
more exalted
درجهپذیر
حوزه
status, character, morality
مثالها
His exalted vision of justice inspired many to join the movement for change.
دید بلندپروازانه او از عدالت بسیاری را به پیوستن به جنبش تغییر الهام بخشید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
exalted
exalt



























