جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ethnicity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
ethnicities
مثالها
She takes pride in her ethnicity and loves sharing her cultural traditions.
او به قومیت خود افتخار میکند و دوست دارد سنتهای فرهنگی خود را به اشتراک بگذارد.
درخت واژگانی
ethnicity
ethnic
ethn



























