جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Amenities
01
تسهیلات, وسایل رفاهی
features, services, or other things that provide convenience, comfort, and enjoyment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
amenities
مثالها
Guests were impressed by the hotel 's luxurious amenities, such as the spa, gourmet restaurant, and concierge service.
مهمانان از امکانات لوکس هتل، مانند اسپا، رستوران گورمه و خدمات کونسیرژ، تحت تأثیر قرار گرفتند.



























