entreaty
Pronunciation
/ɛnˈtɹiti/

تعریف و معنی "entreaty"در زبان انگلیسی

Entreaty
01

استدعا, التماس، تمنا

a request made with sincerity or desperation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
entreaties
مثال‌ها
He ignored their entreaty to reconsider the decision.
او درخواست آنها برای تجدید نظر در تصمیم را نادیده گرفت.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه