جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Entourage
01
هیئت همراه, دارودسته، همراهان
a group of people who work for and accompany a person of power or fame
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
entourages
مثالها
As the mayor entered the hall, her entourage followed closely behind, creating a stir among the attendees.
همانطور که شهردار وارد سالن شد، حاشیهنشینان او از نزدیک دنبالش آمدند و باعث ایجاد هیاهو در میان حضار شدند.



























