جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
entertained
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most entertained
شکل تفضیلی
more entertained
درجهپذیر
مثالها
The entertained audience clapped loudly after the performance.
تماشاگران سرگرمشده پس از اجرا با صدای بلند دست زدند.
درخت واژگانی
entertained
entertain



























