جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
entertained
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most entertained
شکل تفضیلی
more entertained
درجهپذیر
حوزه
emotion, experience, leisure
مثالها
His jokes kept everyone entertained throughout the evening.
جوکهایش همه را سرگرم کرد در طول شب.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
entertained
entertain



























