جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ensorcelled
01
طلسم شده, جادو زده
under the influence of a spell or magical charm
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most ensorcelled
شکل تفضیلی
more ensorcelled
درجهپذیر
مثالها
She felt ensorcelled by the enchanting music that filled the room.
او احساس میکرد که توسط موسیقی جادویی که اتاق را پر کرده بود مسحور شده است.



























