جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to emend
01
اصلاح کردن, درست کردن، تصحیح کردن، غلطگیری کردن
to revise or edit a text for improvement
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
emend
سومشخص مفرد
emends
وجه وصفی حال
emending
گذشته ساده
emended
اسم مفعول
emended
مثالها
She emended the document before submitting it to her professor.
او قبل از ارسال به استادش، سند را تصحیح کرد.



























